مشکل کمرویی(قسمت اول)  

کمرویی نوعی ناتوانی در عملکرد اجتماعی است که در جوامع مختلف متفاوت است. درصد قابل توجهی از کودکان، نوجوانان، جوانان و حتی بزرگسالان با نوعی  از اختلال رفتاری ناشی از کمرویی روبرو هستند که تا اندازهای گویای شخصیت
روانی آنها است.
با مشاهده‌ی اعمال و رفتار اجتماعی افراد کمرو، این نتیجه به دست می‌آید که کمرویی غالبا با گذشت زمان، فشردگی و پیچیدگی روابط فردی و تشدید فشارهای اجتماعی ناشی از رقابتها، گوشه‌گیریها، تک‌روی‌ها، عزلت گزینی‌ها و تنهایی‌ها گسترش می‌یابد، و به حدی میرسد که به تدریج به نوعی اختلال رفتاری تبدیل میشود.
 شیوع کمرویی به ویژه در دوره بلوغ از سایر مراحل رشد بیشتر است، و به این دلیل حائز اهمیت بیشتر است. کمرویی موجب رفتارهای منفی میشود. اهمیت و لزوم توجه به چنین مساله‌ای باعث میشود که درصدد پیدا کردن راه حل‌های مناسب برای حل این رفتار منفی برآییم. 

تعریف کمرویی: کمرویی یعنی؛ خود توجهی فوق العاده و ترس از مواجه شدن با دیگران، زیرا کمرویی، ترس یا اضطراب اجتماعی است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد آشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارد.
 کمرویی و سن بلوغ: دوره‌ی نوجوانی در زندگی انسان از اهمیت خاصی برخوردار است. اهمیت آن مربوط به بحرانهای مختلفی است که در این زمان برای انسان به وجود می‌آید. در این دوره به علت کم توجه بودن نوجوانان، مسئله تصمیم گیری مشکل میشود، برای جبران این ضعف، پدر، مادر با جلب کردن نظر نوجوانان به خود، علاوه بر بالا بردن میزان اعتماد آنها نسبت به خودشان، می توانند بر میزان اعتماد به نفس نیز بیافزایند.
کمبود اعتماد به نفس، بیانگر ترس و اضطراب درونی است. به همین دلیل نوجوانان ناگهان درونگرا میشوند و در خود فرو میروند، و احساس ترس از شکست و مسخره شدن در آنها شکل میگیرد و ممکن است تمام وجودشان را دربر گیرد. اینجاست که نوجوان به انزوا روی می‌آورد و تنهایی را بر میگزیند، لذا به دوری از جمع گرایش پیدا میکند، و این چنین گرایشی به علت ترس و دلهره‌ای است که در فرد به وجود می‌آید.
 نشانه های کمرویی: در رفتار نوجوان و جوان علائمی مشاهده میشود که میتواند دلیلی برای کمرو یا خجالتی بودن آنها باشد. این علائم به شرط زیر است:

۱-نداشتن اراده و عزم راسخ: معمولا انسان در برخورد با مسائل مختلفی  تواند با آنها برخوردی صحیح و منطقی داشته باشد، یا به علت پرورش نیافتن  درست، روش استفاده صحیح و به موقع را به خوبی نیاموخته باشد، مردد است و
برای انجام کار عزمی راسخ ندارد. 
۲-حقیر شمردن خود: افرادی که فکر میکنند نزدیکان و اطرافیانشان نسبت به آنها بی‌مهر و محبت هستند، این فکر را در سر میپرورانند که ممکن است از طرف آنها مورد تمسخر قرار گیرند. لذا، در چنین مواقعی این گونه افراد برای اظهار نظر و یا تقاضای خود به لرزه می‌افتند و عرق سردی بر پیکر آنها مینشیند.
 ۳-حرف زدن در حضور جمع: این گونه افراد سعی میکنند با دیگران شوخی نکنند، لذا دوری گزیدن و گوشه‌گیری از مردم را ترجیح میدهند. چنین فردی در مناظره و گفتگو میان دو نفر معمولا ساکت و ممکن است همان طور که خود پیشبینی کرده است، از وی نظر بخواهند. پس او سعی میکند به حمایت از طرف قوی بپردازد. این گونه افراد معمولا جرات شرکت در جلسات، سخنرانیها، سمینارها و بحثهای گروهی را ندارند.
 ۴-عدم احساس مسئولیت نسبت به زندگی: افراد کمرو، برای اینکه با آرامش خاطر زندگی کنند، حالت بی‌تفاوتی مفرط نسبت به وظایف فردی و اجتماعی در پیش میگیرند. انسان تدریجاً واکنشهای عاطفی را بی‌اهمیت شمرده، و این گونه واکنشها را خاموش می‌سازد. چنین عملی یک نوع آرامش ظاهری به وی خواهد بخشید، لیکن این نوع آرامش یک حالت بی‌اعتنایی محسوب میشود که بر اثر مواجهه با مسئولیت‌ها و تعهدات فرد و جامعه به وجود می‌آید.
 ۵- ضعیف بودن اراده‌ی شخص: این امر سبب میشود که فرد دچار بی‌حوصلگی شود. چنین افرادی تمایلی به بحث و مذاکره حتی درباره‌ی کارهای روزمرهای خود نیز ندارند، و اغلب به اصلاح وضع ظاهری خود نمیرسند و اگر مشکلی برای ایشان به وجود آید با گریز از موقعیت و همراه با داد و فریاد و پرخاشگری سعی می کنند آن را حل کنند. 
۶- شیک پوشی و خود آرایی: چنین وضعیتی سبب میشود که فرد یا افرادی متوجه وی شوند، لذا فرد خود را در مقایسه با سایر افراد جامعه متفاوت تشخیص میدهد و همین امر باعث نوعی کمرویی در وی میشود...

نویسنده : رضوان مهدوی

گزارش تصویری